یادگیری ماشین و یادگیری عمیق
Home » تفاوت یادگیری ماشین، یادگیری عمیق و AGI | راهنمای جامع
| | |

تفاوت یادگیری ماشین، یادگیری عمیق و AGI | راهنمای جامع

این مقاله رابطه سلسله‌مراتبی ML، DL و AGI را از منظر فنی و کاربردی بررسی می‌کند؛ از انواع یادگیری ماشین و معماری‌های شبکه عصبی تا وضعیت فعلی AGI، محدودیت‌ها، ریسک‌ها و کاربرد در بازاریابی و برند.

تفاوت یادگیری ماشین و یادگیری عمیق و AGI: راهنمای جامع برای متخصصان کسب‌وکار

در جلسات کاری، واژه‌های «هوش مصنوعی»، «یادگیری ماشین» و «یادگیری عمیق» اغلب به‌جای یکدیگر به‌کار می‌روند. سپس کسی از AGI صحبت می‌کند و سردرگمی چند برابر می‌شود. این ابهام برای مدیران کسب‌وکار، متخصصان مارکتینگ و تصمیم‌گیران فناوری بی‌خطر نیست — مستقیماً به بودجه‌های اشتباه، انتخاب ابزارهای نادرست و انتظارات غیرواقعی منجر می‌شود.

این راهنما تفاوت‌های واقعی، فنی و کاربردی میان یادگیری ماشین (ML)، یادگیری عمیق (DL) و هوش مصنوعی عمومی (AGI) را به زبانی روشن توضیح می‌دهد — نه به‌عنوان مفاهیم انتزاعی علوم کامپیوتر، بلکه به‌عنوان ابزارهایی که مستقیماً بر ارزیابی راهکارهای هوش مصنوعی، تعیین انتظارات واقع‌بینانه و تصمیم‌گیری هوشمندانه‌تر برای برند و استراتژی بازاریابی شما تأثیر می‌گذارند.

برای درک بهتر جایگاه این مفاهیم در اکوسیستم دیجیتال، مطالعه مقاله‌های هوش مصنوعی در کسب‌وکار و سئوی فنی پیشنهاد می‌شود.


رابطه تودرتو: چرا این سه مفهوم دسته‌بندی‌های موازی نیستند

پیش از تعریف هر مفهوم، باید ساختار رابطه آن‌ها را درک کرد. این سه مفهوم سه شاخه موازی نیستند — مانند عروسک‌های روسی درون یکدیگر قرار دارند.

  • هوش مصنوعی (AI) گسترده‌ترین چتر است — هر سیستمی که برای انجام وظایفی طراحی شده که معمولاً نیازمند هوش انسانی است.
  • یادگیری ماشین (ML) درون AI قرار دارد — رویکردی خاص که در آن سیستم‌ها به‌جای پیروی از قوانین دستی، الگوها را از داده یاد می‌گیرند.
  • یادگیری عمیق (DL) درون ML قرار دارد — تکنیکی خاص با استفاده از شبکه‌های عصبی چندلایه برای یادگیری الگوهای پیچیده.
  • AGI درون هیچ‌کدام قرار ندارد. این یک سطح توانایی فرضی آینده است — سیستمی که می‌تواند در هر وظیفه شناختی، نه فقط آنچه برایش آموزش دیده، با انسان برابری کند یا از او پیشی بگیرد.

درک این سلسله‌مراتب مهم است زیرا توضیح می‌دهد چرا «آیا این AGI است؟» تقریباً برای هر ابزار هوش مصنوعی موجود در بازار — از جمله ChatGPT، Midjourney یا هر پلتفرم ML سازمانی — سؤال اشتباهی است. هیچ‌کدام AGI نیستند. همه آن‌ها هوش مصنوعی محدود (Narrow AI) هستند که با تکنیک‌های ML یا DL ساخته شده‌اند.


یادگیری ماشین: لایه پایه

یادگیری ماشین واقعاً چیست

یادگیری ماشین روشی برای ساخت سیستم‌هایی است که عملکردشان را در یک وظیفه با یادگیری از داده بهبود می‌دهند، نه با برنامه‌نویسی قوانین ثابت. به‌جای اینکه توسعه‌دهنده برای هر سناریوی ممکن منطق «اگر X، آنگاه Y» بنویسد، به الگوریتم ML نمونه‌هایی نشان داده می‌شود و الگوی زیرین را خودش یاد می‌گیرد.

مثال کلاسیک: به‌جای برنامه‌نویسی قوانین برای تشخیص ایمیل «اسپم»، هزاران ایمیل با برچسب «اسپم» یا «غیراسپم» به الگوریتم ML داده می‌شود. الگوریتم الگوهای آماری — کلمات خاص، رفتار فرستنده، ویژگی‌های قالب‌بندی — را شناسایی می‌کند و مدلی می‌سازد که می‌تواند ایمیل‌های جدید را با دقت معقولی طبقه‌بندی کند.

سه رویکرد اصلی ML

یادگیری ماشین یک تکنیک واحد نیست — خانواده‌ای از رویکردهاست که هر کدام برای انواع مختلف مسائل مناسب‌اند:

  • یادگیری نظارت‌شده (Supervised Learning): مدل روی داده برچسب‌دار آموزش می‌بیند — جفت‌هایی از ورودی‌ها و خروجی‌های صحیح شناخته‌شده. کاربردهای رایج کسب‌وکار شامل پیش‌بینی ریزش مشتری، امتیازدهی اعتباری و پیش‌بینی تقاضا است.
  • یادگیری بدون نظارت (Unsupervised Learning): مدل با داده بدون برچسب کار می‌کند و ساختار پنهان را خودش پیدا می‌کند. بخش‌بندی مشتریان، تشخیص ناهنجاری و تحلیل سبد خرید کاربردهای معمول هستند.
  • یادگیری تقویتی (Reinforcement Learning): مدل از طریق آزمون و خطا یاد می‌گیرد و برای اقداماتش پاداش یا جریمه دریافت می‌کند. این رویکرد AlphaGo دیپ‌مایند را تقویت کرد و در رباتیک، بهینه‌سازی لجستیک و سیستم‌های قیمت‌گذاری پویا به‌طور گسترده استفاده می‌شود.

الگوریتم‌های کلاسیک ML که امروز هم کسب‌وکارها را می‌چرخانند

علی‌رغم هیاهوی یادگیری عمیق، الگوریتم‌های سنتی ML همچنان در سیستم‌های تولیدی نقش اصلی دارند — دقیقاً به این دلیل که سریع، قابل تفسیر و بدون نیاز به مجموعه داده‌های عظیم هستند:

  • رگرسیون خطی و لجستیک: مدل‌های ساده و قابل تفسیر برای پیش‌بینی و طبقه‌بندی، هنوز به‌طور گسترده در مالی و ارزیابی ریسک استفاده می‌شوند
  • درخت‌های تصمیم و جنگل‌های تصادفی: مدل‌های مبتنی بر قانون که توضیح آن‌ها برای ذینفعان آسان است — مزیت بزرگی در صنایع تنظیم‌شده
  • ماشین‌های بردار پشتیبان (SVM): مؤثر برای وظایف طبقه‌بندی با مرزهای واضح بین دسته‌ها
  • Gradient Boosting (XGBoost، LightGBM): در حال حاضر در تحلیل داده‌های جدولی و ساختاریافته سازمانی غالب هستند

کجا ML برتری دارد — و کجا نه

ML روی داده‌های ساختاریافته و جدولی عالی عمل می‌کند: صفحات گسترده، لاگ‌های تراکنش، پایگاه‌های داده مشتریان. به داده و قدرت محاسباتی بسیار کمتری نسبت به یادگیری عمیق نیاز دارد، سریع‌تر آموزش می‌بیند و — مهم‌تر از همه برای استفاده کسب‌وکار — معمولاً بسیار قابل تفسیرتر است. اغلب می‌توان دقیقاً توضیح داد چرا یک مدل ML سنتی پیش‌بینی خاصی کرده، که در مالی، بهداشت و هر فرآیند تصمیم‌گیری تنظیم‌شده اهمیت زیادی دارد.

جایی که ML دچار مشکل می‌شود داده‌های غیرساختاریافته است — تصاویر خام، صدا، ویدیو و متن آزاد — که الگوها برای الگوریتم‌های سنتی بیش از حد پیچیده و چندبعدی هستند. اینجاست که یادگیری عمیق وارد می‌شود.


یادگیری عمیق: وقتی یادگیری ماشین عمیق می‌شود

چه چیزی یادگیری عمیق را «عمیق» می‌کند

یادگیری عمیق زیرمجموعه‌ای تخصصی از یادگیری ماشین است که از شبکه‌های عصبی مصنوعی با لایه‌های متعدد استفاده می‌کند — از این‌رو «عمیق». هر لایه داده را کمی تبدیل می‌کند و به لایه بعدی منتقل می‌کند، که به شبکه اجازه می‌دهد بازنمایی‌های انتزاعی‌تر و پیچیده‌تری یاد بگیرد. در تشخیص تصویر، برای مثال، لایه‌های اولیه ممکن است لبه‌ها و رنگ‌ها را تشخیص دهند، لایه‌های میانی اشکال را، و لایه‌های بعدی اشیاء کامل مانند چهره‌ها یا وسایل نقلیه را.

این معماری لایه‌ای به‌طور شل از ساختار نورون‌های بیولوژیکی الهام گرفته — هرچند مقایسه بیشتر استعاری است تا واقعی. آنچه از نظر عملی اهمیت دارد این است که این عمق به مدل‌های DL اجازه می‌دهد الگوهای پیچیده را در داده‌های خام و غیرساختاریافته به‌طور خودکار کشف کنند، بدون اینکه انسانی دستی مشخص کند به دنبال چه ویژگی‌هایی باشد.

معماری‌های کلیدی یادگیری عمیق

  • شبکه‌های عصبی کانولوشنی (CNN): بهینه‌شده برای داده‌های تصویری و فضایی — ستون فقرات تشخیص چهره، تحلیل تصویر پزشکی و کنترل کیفیت در تولید
  • شبکه‌های عصبی بازگشتی (RNN) و LSTM: طراحی‌شده برای داده‌های متوالی مانند سری‌های زمانی و وظایف اولیه پردازش زبان طبیعی
  • ترانسفورمرها (Transformers): معرفی‌شده در مقاله مشهور ۲۰۱۷ «Attention Is All You Need»، این معماری اکنون تقریباً هر مدل زبانی بزرگ مدرن را تقویت می‌کند
  • شبکه‌های مولد تخاصمی (GAN): دو شبکه رقیب — یک مولد و یک تمیزدهنده — که با هم تصاویر، ویدیو و صدای مصنوعی واقع‌گرایانه تولید می‌کنند

هزینه عمق: نیازهای داده و محاسبات

قدرت یادگیری عمیق با هزینه واقعی همراه است. آموزش یک مدل یادگیری عمیق پیشرفته معمولاً به مجموعه داده‌های برچسب‌دار عظیم — اغلب میلیون‌ها نمونه — و زیرساخت محاسباتی قابل توجه، معمولاً خوشه‌های GPU یا TPU که روزها یا هفته‌ها اجرا می‌شوند، نیاز دارد.

این مبادله اساسی بین ML و DL است: مدل‌های یادگیری عمیق عموماً دقت بالاتری در مسائل پیچیده و غیرساختاریافته دارند، اما به داده بیشتر، محاسبات بیشتر، زمان بیشتر و تخصص بیشتری برای ساخت و نگهداری نیاز دارند. همچنین به‌طور بدنامی سخت‌تر قابل تفسیر هستند — چالشی که به‌طور گسترده به‌عنوان مشکل «جعبه سیاه» شناخته می‌شود.

جایی که یادگیری عمیق تسلط دارد

یادگیری عمیق موتور پشت تقریباً هر کاربرد هوش مصنوعی خبرساز دهه گذشته است: دستیارهای صوتی مانند سیری و الکسا، ترجمه زبان بلادرنگ، سیستم‌های ادراک خودروهای خودران، تشخیص تصویر پزشکی و — بارزترین — ابزارهای هوش مصنوعی مولد که متن، تصویر و ویدیو از دستورالعمل‌های ساده تولید می‌کنند.


AGI: توانایی‌ای که هنوز وجود ندارد

تعریف هوش مصنوعی عمومی

AGI به یک سیستم هوش مصنوعی فرضی اشاره دارد که قادر است تقریباً هر وظیفه فکری که انسان می‌تواند انجام دهد را با همان انعطاف‌پذیری، استدلال عقل سلیم و توانایی انتقال دانش بین حوزه‌های کاملاً نامرتبط درک، یاد بگیرد و اعمال کند. چنین سیستمی امروز وجود ندارد و اختلاف نظر علمی واقعی و حل‌نشده‌ای درباره زمان — یا حتی امکان — تحقق آن وجود دارد.

هوش مصنوعی محدود در برابر AGI: تمایز حیاتی

هر سیستم هوش مصنوعی که در حال حاضر در استفاده تجاری است — از جمله پیشرفته‌ترین مدل‌های زبانی بزرگ — به‌عنوان هوش مصنوعی محدود (Narrow AI) طبقه‌بندی می‌شود. یک سیستم هوش مصنوعی محدود، هر چقدر هم که چشمگیر باشد، اساساً تخصصی است. GPT-4 می‌تواند متن بسیار روانی بنویسد اما نمی‌تواند به‌طور مستقل یک بازوی رباتیک را کنترل کند. AlphaFold می‌تواند ساختارهای پروتئین را با دقت شگفت‌انگیزی پیش‌بینی کند اما هیچ توانایی برای مکالمه ندارد.

AGI، در مقابل، تعمیم می‌دهد. در نظریه می‌تواند یک حوزه کاملاً جدید را — مثلاً تشخیص یک بیماری نادر یا طراحی یک پل — با استفاده از همان نوع استدلال انعطاف‌پذیری که یک متخصص انسانی هنگام مواجهه با یک مسئله ناآشنا به‌کار می‌برد، یاد بگیرد، بدون نیاز به آموزش مجدد از صفر روی میلیون‌ها نمونه خاص حوزه.

چرا AGI واقعاً در میان متخصصان مورد مناقشه است

جامعه تحقیقاتی هوش مصنوعی در مورد جدول زمانی AGI و حتی امکان‌پذیری آن به‌شدت تقسیم شده است. دمیس حسابیس، مدیرعامل Google DeepMind، پیشنهاد کرده که AGI ممکن است در دهه جاری ظهور کند. یان لکان، دانشمند ارشد هوش مصنوعی متا، به‌طور مکرر استدلال کرده که معماری‌های فعلی — از جمله مدل‌های زبانی بزرگ — اساساً ناکافی هستند و یک پارادایم کاملاً جدید لازم است.

آنچه برای تصمیم‌گیران کسب‌وکار مهم است این است: هیچ محقق هوش مصنوعی معتبری ادعا نمی‌کند که ابزارهای هوش مصنوعی تجاری فعلی AGI هستند. زبان بازاریابی که چنین چیزی را تلویحاً بیان می‌کند — «هوش مصنوعی ما مثل انسان فکر می‌کند» — باید با شک سالم برخورد شود.


مقایسه جامع: ML در برابر DL در برابر AGI

بُعد یادگیری ماشین یادگیری عمیق AGI
وضعیت فعلی امروز به‌طور گسترده مستقر است امروز به‌طور گسترده مستقر است وجود ندارد — نظری است
نیاز به داده متوسط، داده ساختاریافته عظیم، اغلب غیرساختاریافته ناشناخته / هنوز تعریف نشده
قابلیت تفسیر عموماً بالا پایین («جعبه سیاه») ناشناخته
دامنه وظیفه یک وظیفه خاص یک وظیفه خاص (پیچیده) هر وظیفه شناختی، عمومی
هزینه محاسباتی پایین تا متوسط بالا تا بسیار بالا ناشناخته، احتمالاً بسیار زیاد

چرا این تمایز برای مارکتینگ و استراتژی کسب‌وکار اهمیت دارد

درک جایگاه یک ابزار در این طیف مستقیماً شکل می‌دهد که چگونه باید هر سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی را ارزیابی، بودجه‌بندی و انتظارات آن را تنظیم کنید.

انتخاب ابزار مناسب برای مسئله مناسب

اگر چالش شما پیش‌بینی ریزش مشتری از یک پایگاه داده CRM ساختاریافته است، یک مدل ML سنتی احتمالاً سریع‌تر ساخته می‌شود، ارزان‌تر اجرا می‌شود و توضیح آن برای ذینفعان آسان‌تر است. اگر چالش شما تولید محتوای بازاریابی هم‌راستا با برند یا تحلیل احساسات در هزاران نظر غیرساختاریافته شبکه‌های اجتماعی است، ابزارهای مبتنی بر یادگیری عمیق (مانند LLM‌های مدرن) انتخاب مناسب هستند.

تعیین انتظارات واقع‌بینانه با مدیریت و مشتریان

هر ابزار هوش مصنوعی که کسب‌وکار شما در حال حاضر استفاده می‌کند — پلتفرم‌های تولید محتوا، ابزارهای تحلیل سئو، چت‌بات‌های خدمات مشتری، موتورهای توصیه — هوش مصنوعی محدود است که روی پایه‌های ML یا DL ساخته شده. هیچ‌کدام استدلال عمومی، عقل سلیم خارج از حوزه آموزشی‌شان یا درک واقعی ندارند. انتقال روشن این موضوع به مدیریت و مشتریان از دو حالت شکست رایج جلوگیری می‌کند: وعده بیش از حد درباره توانایی‌های هوش مصنوعی، و سرمایه‌گذاری ناکافی به دلیل انتظارات غیرواقعی از ابتدا.

پیامدهای برند و محتوا

با تبدیل شدن هوش مصنوعی مولد (یک کاربرد یادگیری عمیق) به استاندارد در تولید محتوا، تمایز برند به‌طور فزاینده‌ای به قضاوت استراتژیک، صدای متمایز و داستان‌سرایی انسانی وابسته است که این ابزارها نمی‌توانند به‌تنهایی آن را ایجاد کنند. مدل‌های یادگیری عمیق موتورهای تکمیل الگوی استثنایی هستند — در گسترش متقاعدکننده سبک‌های موجود عالی عمل می‌کنند، اما استراتژی برند واقعی، موضع‌گیری و هدایت خلاقانه وظایف اساساً انسانی هستند که این ابزارها پشتیبانی می‌کنند نه جایگزین می‌شوند.

برای بررسی عمیق‌تر نحوه تأثیر مفاهیم هوش مصنوعی بر دیده شدن در موتورهای جستجو، راهنمای ما درباره سئوی فنی و تحقیق کلمات کلیدی توضیح می‌دهد که سیستم‌های رتبه‌بندی مبتنی بر ML چگونه کیفیت محتوا را ارزیابی می‌کنند.


چالش‌های پیاده‌سازی در دنیای واقعی

چالش‌های یادگیری ماشین سنتی

  • مهندسی ویژگی: انتخاب و تبدیل متغیرهای ورودی مناسب همچنان نیازمند تخصص دامنه‌ای قابل توجه است
  • انحراف داده: مدل‌هایی که روی داده‌های تاریخی آموزش دیده‌اند ممکن است با تغییر رفتار مشتری یا شرایط بازار عملکرد ضعیفی داشته باشند
  • نگهداری مداوم: مدل‌های ML نیاز به بازآموزی منظم دارند تا با تغییر الگوهای داده همگام بمانند

چالش‌های یادگیری عمیق

  • نیاز به داده برچسب‌دار: برچسب‌گذاری دستی میلیون‌ها نمونه آموزشی گران و زمان‌بر است
  • هزینه‌های زیرساخت: آموزش و استقرار مدل‌های بزرگ نیازمند سرمایه‌گذاری قابل توجه در GPU/TPU است
  • مشکل جعبه سیاه: در صنایع تنظیم‌شده، ناتوانی در توضیح تصمیمات مدل می‌تواند یک مانع قانونی و اخلاقی جدی باشد
  • Hallucination در LLM‌ها: مدل‌های زبانی بزرگ می‌توانند اطلاعات نادرست را با اطمینان کامل ارائه دهند — چالشی که هنوز به‌طور کامل حل نشده است

روندهای آینده که باید دنبال کنید

هوش مصنوعی کوچک‌تر و کارآمدتر

بازده کاهشی، هزینه‌های فزاینده و نگرانی‌های پایداری محیطی، حوزه را به سمت مدل‌های کوچک‌تر و کارآمدتر سوق می‌دهد. مدل‌هایی که می‌توانند روی دستگاه‌های لبه (edge devices) اجرا شوند — بدون نیاز به ارسال داده به سرورهای ابری — برای کاربردهای حریم خصوصی‌محور اهمیت فزاینده‌ای پیدا می‌کنند.

هوش مصنوعی چندوجهی

مدل‌هایی که می‌توانند به‌طور همزمان متن، تصویر، صدا و ویدیو را پردازش کنند در حال تبدیل شدن به استاندارد هستند. این توانایی مرزهای بین کاربردهای ML و DL را محو می‌کند و امکانات جدیدی برای تجربه مشتری و تولید محتوا ایجاد می‌کند.

هوش مصنوعی قابل تفسیر (XAI)

فشار نظارتی — به‌ویژه در اتحادیه اروپا با قانون هوش مصنوعی — سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی قابل تفسیر را تسریع می‌کند. ابزارهایی که می‌توانند توضیح دهند چرا یک مدل تصمیم خاصی گرفته، از یک ویژگی نیس به یک الزام تجاری تبدیل می‌شوند.

تفاوت ML و DL، AGI چیست


چارچوب عملی برای انتخاب بین ML و DL

هنگام ارزیابی یک راهکار هوش مصنوعی برای کسب‌وکارتان، این سؤالات را به ترتیب بپرسید:

  • آیا داده شما ساختاریافته است یا غیرساختاریافته؟ صفحات گسترده و پایگاه‌های داده به ML گرایش دارند؛ تصاویر، صدا و متن آزاد به DL.
  • چقدر داده برچسب‌دار واقعاً دارید؟ مجموعه داده‌های کوچک (صدها تا چند هزار نمونه) به ML سنتی گرایش دارند؛ DL معمولاً به ده‌ها هزار تا میلیون‌ها نمونه نیاز دارد.
  • آیا تصمیم باید قابل توضیح باشد؟ تصمیمات تنظیم‌شده یا پرخطر اغلب به مدل‌های ML نیاز دارند زیرا می‌توان آن‌ها را حسابرسی و توجیه کرد.
  • واقعیت محاسباتی و بودجه شما چیست؟ هزینه‌های زیرساخت DL — زمان GPU ابری، استعداد مهندسی تخصصی — به‌طور قابل توجهی بالاتر از ML سنتی است.
  • هزینه واقعی اشتباه بودن چیست؟ تصمیمات پرخطرتر سرمایه‌گذاری بیشتر در قابلیت تفسیر و آزمایش را توجیه می‌کنند، صرف‌نظر از تکنیک انتخابی.

نتیجه‌گیری

یادگیری ماشین، یادگیری عمیق و AGI اصطلاحات قابل تعویض نیستند — آن‌ها سطوح واقعاً متفاوتی از توانایی، هزینه و بلوغ را نشان می‌دهند. ML اسب کار اثبات‌شده و قابل تفسیر برای داده‌های ساختاریافته کسب‌وکار است. یادگیری عمیق موتور قدرتمند اما منابع‌بر پشت چشمگیرترین کاربردهای هوش مصنوعی امروز است. AGI یک هدف مورد مناقشه و تحقق‌نیافته است — نه محصولی که بتوانید بخرید یا ویژگی‌ای که بتوانید از یک فروشنده درخواست کنید.

درک دقیق جایگاه یک ابزار در این طیف چیزی است که پذیرش استراتژیک هوش مصنوعی را از حدس و گمان پرهزینه جدا می‌کند. در آژانس راهکار، این وضوح فنی را با استراتژی برند، اجرای مارکتینگ و تخصص سئو ترکیب می‌کنیم تا به کسب‌وکارها کمک کنیم تصمیمات هوش مصنوعی بگیرند که در واقعیت ریشه دارند — نه در هیاهو. اگر در حال ارزیابی نحوه تناسب هوش مصنوعی با استراتژی مارکتینگ و برند گسترده‌تر خود هستید، راهنماهای مرتبط ما درباره هوش مصنوعی در کسب‌وکار و تحقیق کلمات کلیدی نقاط شروع خوبی هستند.

منابع و مطالعه بیشتر

برای بررسی عمیق‌تر مبانی فنی یادگیری ماشین، یادگیری عمیق و تحقیقات هوش مصنوعی عمومی، این منابع معتبر جهانی نقاط شروع عالی هستند:

Google AI
OpenAI Research
Google DeepMind
IBM: یادگیری ماشین
Nature: Machine Learning

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *